عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٧ - فصل ششم محاربه و بيان حد آن
ترجمه:
مسئله دوازدهم
اگر سرقت مكرّر واقع شود براى تمام آنها يك بار حدّ جارى كرده و دست وى را قطع مىكنند.
فرع
اگر دو شاهد عادل بر عليه سارق شهادت به سرقت دادند سپس در شهادتى ديگر به طور عليحده بيش از آنكه دست سارق را قطع كنند به سرقت ديگرى كه از همين سارق سر زده شهادت دادند اقرب اين است كه حدّ يعنى قطع يد متعدّد نمىشود.
فصل ششم: محاربه و بيان حدّ آن
محاربه عبارت است از برهنه نمودن سلاح را به جهت ترساندن مردم اعم از آن كه در خشكى بوده يا در دريا باشد، روز بوده يا شب واقع شود، در شهر اتّفاق افتد يا در غير آن رخ دهد، فاعل آن مذكّر بوده يا مؤنث باشد، قوى و نيرومند محسوب شده يا ضعيف و ناتوان به حساب آيد.
تذكّر
محارب تنها همان است كه ذكر شد امّا طليع [١] و ردء [٢] را محارب نگفته و حكم محارب نيز بر اين دو جارى نيست.
فرع
در تحقق محاربه اخذ نصاب بلكه مطلق اخذ شىء اساسا معتبر نمىباشد.
[١] مقصود از « طليع » ممكن است دو كس باشند:
الف: كسى كه مراقب محارب بوده و هر شخصى كه از طريق و جاده عبور مىكند خبرش را به محارب داده و او را از وجود عابر آگاه مىسازد.
ب: كسى كه از محارب كمال مراقبت را نموده به طورى كه اگر شخص مخوفى از جاده عبور كند وى محارب را از آن برحذر مىدارد.
[٢] مراد از « ردء » بكسر راء و سكون دال و بعد از آن همزه كسى است كه مددكار و ياور محاور بوده و نيازمندىهاى او را تأمين مىكند مشروط به اينكه در متعلّق محاربت يعنى امورى كه موجب اذيّت و آزار مردم است شركت نداشته باشد.